محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
107
تحفه خانى ( فارسى )
رياضت رطوبات وافره در بدن مجتمع شود نه بعد از استيلاى حرارت مستسقل « 1 » برطوبات محموده شود و بتدريج شروع در افناى آنها كند انواع رياضت مختلف است مثل سماع و خود را بريسمان محكم از درخت آويخته تحريك كردن چنانچه عورات مىكند و آن را اراجيح مىنامند پس واجب بر مرتاض تفنن در استعمال حركات است و مر هر عضوى از اعضا را رياضتيست مختص به آن عضو مثل رياضت آلات نفس كه بصوتست گاه ثقيل و گاه خفيف و گاه بجهر و گاه خفى و درين رياضت فم و لهات و لسان همه هست زيرا كه درين حين همه متحرك است و على هذا القياس و از قوانين علاج آنست كه عضو ضعيف را رياضت بفرمايند مثل آنكه شخص را مرض ردايست كه آن عبارت از امتلاى عروق ساقين و عظم آنست واجب برو آنست كه تحريك يا بسيار نكند بلكه درين صورت رياضت اعالى بدن مىبايد تا اثر آن با سافل برسد پس رياضت عضو ضعيف تابع رياضت عضو قويست و وقت رياضت نزد نقاء بدنست از فضول خلطى و حين فراغت از بول و براز و بعد از انهضام غذا و آن قريب بوقت غذا ثانيست و آنچه دلالت بر هضم غذا مىكند نضج بول است و شاهد حال او قوام و لون اوست چه اگر بسيار رقيق و بىرنگست دلالت بر فجاجت مىكند و ببايد دانست كه رياضت بر امتلاى يا آنكه شديد الضرر است اما بهتر است از آنكه بر خلاى مفرد واقع شود و بهترين اوقات رياضت وقت اعتدال هواست در حرارت و برودت همچنانكه سابق مذكور شده و در مقدار رياضت مراعات سه چيز مىبايد اوّل آنكه لون بشره كه از سرخى بصفرت نهانجامد و ما دام كه در مرتبه حمرتست وقتست و ثانى حركاتست و آن و ما دامى كه خفيف است هنوز وقتست و اما بشدت كه مىشود ترك بايد كرد و ثالث حال اعضاست عند الرياضت
--> ( 1 ) ن - منتقل